تحقیق رویکرد و مدل های وفاداری مشتری و استراتژی‌های بازاریابی رابطه‌مند

سه شنبه 14 شهریور 1396 12:35 ب.ظ   نویسنده : نگار موسوی      


تحقیق رویکرد و مدل های وفاداری مشتری و استراتژی‌های بازاریابی رابطه‌مند  شامل 48 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد رویکرد و مدل های وفاداری مشتری و استراتژی‌های بازاریابی رابطه‌مند    می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

مقدمه

مشترى یک دارایی استراتژیک است. برای حفظ این دارایی همواره باید یک رابطه «برنده – برنده» بین سازمان و مشتری ایجاد گردد و این در صورتی استقرار می یابد که طرفین احساس کنند که برای شان مزایای خاصی وجود دارد و به صورت دوقطب یکدیگر را جذب کنند. برای اینکه مشتری از وضعیت وفاداری نسبی به وفاداری در طول زندگی برسد باید از سیستمهای مدیریت روابط با مشتریان استفاده کرد. نگهداری مشتریان موجود سودآورتر از جذب مشتریان جدید است. در طول یک توسعه زمان روابط مشتری، هزینه بازاریابی و فروش به مشتریان موجود به تدریج کاهش می یابد و حاشیه کلی توسعه به طور بالقوه افزایش می یابد. مشتری وفادار فقط روی قیمت تمرکز ندارد بلکه به عونان حامی و طرفدار سازمان عملکرده و در نتیجه به جذب مشتریان جدید کمک می کند.

امروزه جهانی شدن تجارت نقش مشتریان را در سازمان ها تغییر داده است و نگاه سازمان ها به مشتریان تنها یک مصرف کننده صرف نیست (نایب زاده ، ۱۳۸۵،ص ۱۱۳)تحقیقات نشان می دهند که هزینه جذب مشتریان جدید ۴ تا ۶ برابر هزینه حفظ مشتریان کنونی است .شرکت ها دریافته اند که از دست دادن یک مشتری مثل از دست دادن یک قلم کالا  نیست.بلکه به معنی از دست دادن کل خریدهایی است که مشتری می توانسته در طول زندگی یا دوره زمانی که مشتری بوده انجام دهد.(کاتلر، ۱۳۸۶ ،ص ۲۸) وقتی مشتریان به فرآورده ها یا خدمات یک شرکت علاقمند می شوند به تبع این موضوع نه تنها حجم خریدشان را از آن شرکت افزایش می دهند بلکه برخورد مثبتی در مورد آن شرکت دارند و شرکت مورد علاقه خود را به دوستان و خویشاوندان خود معرفی نموده و خرید از آن را توصیه می کنند.برای دستیابی بهموفقیت در یک بازار تکنولوژی محور ، پیچیده و رقابتی ، محققین به یافتن موارد کلیدی برای وفادار ساختن مشتریان مشتاق شده اند.یکی از این موارد کلیدی نفوذ در رابطه مشتری با شرکت برای دستیابی به اطلاعات مزیتی در مورد مشتریان و بدین وسیله درک بهتری از نیازهایشان و ارائه خدمات رضایت بخش به آنهاست.بازاریابی رابطه مند این امکان را به شرکت ها می دهد که به منظور درک درست نیازهای مشتریانشان و ایجاد و ارائه ارزش برتر که آن ها را به سازمان پیوند خواهد زد به اندازه کافی به مشتریانشان نزدیک شوند.بازاریابی رابطه مند با توانایی اش در وفادار ساختن مشتریان از طریق درک بهتر نیازهای مشتریان و ارائه محصول یا خدماتی مطابق با نیازها و خواسته های آنها به سمت کاهش هزینه ها سوق داده می شود.یک شرکت می تواند هزینه های بازاریابی ، توزیع و حمل و نقل را کاهش دهد و بدین وسیله به یک مزیت رقابتی با هزینه پائین و تمایز در خدمات دهی دست یابد(عسکرپور ،۱۳۸۷،ص۱۲).با وجود مزایای بسیار مرتبط با بازاریابی رابطه مند میزان کمی از عوامل موُثّر مستقیم و غیر مستقیم بازاریابی رابطه مند بر روی وفاداری مشتری بر اساس شواهد تجربی در ایران درک شده است.

۲-۲ وفاداری مشتری

وفاداری یک متغیر تعدیل کننده بین کیفیت خدمات و رضایت مشتری و عملکرد اقتصادی است. وفاداری، حدی است که مشتری ها می خواهند به آن مقدار رابطه شان را با یک عرضه کننده حفظ کنند و معمولا از این ناشی می شود که مشتری ها چقدر معتقدند که ارزش دریافتی شان از این عرضه کننده نسبت به سایرین بیشتر است. وفاداری زمانی اتفاق می افتد که مشتریان کاملا احساس کنند سازمان مورد نظر به بهترین وجه ممکن می تواند نیاز های آنها را برطرف کند، به طوری که سازمانهای رقیب از مجموعه ملاحظات مشتریان مجازا خارج شده و منحصرا به خرید از سازمان اقدام کنند (Shoemaker and Hewis). افزایش وفاداری مشتری می تواند موجب کاهش هزینه های بازاریابی و افزایش تقاضای بیشتر مشتریان گردد.

اگر سازمان به ارضای نیازهای مشتری ادامه دهد و خدماتش را به شیوه هایی ارائه دهد که همیشه دارای تقاضا باشد، ارزش دو طرفه ی ایجاد می شود و هدف نهایی، که همان وابستگی مشتری یا مدیریت استراتژیک روابط با مشتری است، قابل حصول است. وفاداری واژهای مثبت است. وفاداری، اصولاً دوطرفه و مبتنی بر همکاری است. ولی وقتی که وفاداری در رابطه با مشتری مطرح می شود، تعریف سنتی، معتبر نیست. تئوری وفاداری مشتری، در ادبیات مدیریت بین المللی نسبتاً جدید است.

مشتریان روز به روز نسبت به ارزش هایی که به دست می آورند آگاه تر می شوند و این امر جلب رضایت آنها را دشوارتر می کند.از طریق تقویت ارتباط بین مشتری و سازمان رضایت مشتری رشد وشکوفامی شود. گر چه رضایت و وفاداری با هم رابطه دارندامّا این رابطه نا متقارن است.رضایت حالتی موقتی و نسبتاً انفعالی است که تعیین کننده ای ناپایدار برای وفاداری می باشد (موون۱۳۸۸،ص۳۴۸).با افزایش رضایت مشتری ارزش روابط بین طرفین افزایش می یابد این همان چیزی است که مشتری را به سمت افزایش وفاداری هدایت می کند.اگر سازمان به ارضای نیازهای مشتری ادامه دهد و خدماتش را به شیوه هایی ارائه دهد که همیشه دارای تقاضا باشد ارزش دو طرفه ای ایجاد می شود و هدف نهایی که همان وابستگی مشتری با ایجاد وفاداری در مشتری است قابل حصول می گردد.(عباس نژاد،۱۳۸۴،ص۹۲).بنابراین کسب رضایت مشتری برای بازاریابان لازم است ولی کافی نیست چون هدف نهایی بازاریابان این است که بتوانند تعداد مشتریان وفادار و پایدار به نام تجاری خود را افزایش دهند.شکل۲-۱ ترکیب خریداران نام تجاری خاصی را در هر برحه از زمان نشان می دهد.از بین همه خریداران درصد خاصی از آن ها از خریدی که انجام داده اند راضی هستند .بازاریابان تلاش می کنند تا درصد مشتریان راضی را افزایش دهند به اعتقاد آن ها بسیاری از مشتریان راضی ممکن است باز هم به هر دلیلی به نام های تجاری رقیب بپیوندند.پس هر چه قدر تعداد مشتریان راضی شرکت بیشتر باشد شرکت می تواند تا حدی از تکرار خرید مشتریان خود اطمینان یابد.اما مشتریانی که به نام تجاری فروشگاه با خدمت وفادار هستند از نظر عاطفی خود را به آن نزدیک احساس می کنند و علاقه به آن نام   تجاری چیزی شبیه به رابطه دوستی است. (هاوکینز، ۱۳۸۷ ، ۵۷۱). مشتریان برای برآورده کردن نیازهای خویش محصولات را خریداری می نمایند و سپس نتایج حاصل از این خرید را بر مبنای انتظاراتشان ارزیابی می کنند.آگاهی داشتن در مورد نیازهای مشتریان به خدمات دهندگان کمک می کند تا بدانند که مشتریان چرا و چگونه نسبت به سفارش خدمات عکس العمل نشان می دهند.( صمدی، ۱۳۸۶ ،ص ۷۸).بنابراین وفاداری مشتریان را می توان بدست آورد اما سازمان باید روی این مسئله پیوسته و مستمراً فعّالیت کند.باید یک رابطه برنده – برنده بین سازمان و مشتری ایجاد گردد و این رابطه در صورتی استقرار می یابد که طرفین احساس کنند که برایشان مزایای خاصی وجود دارد و به صورت دو قطب یکدیگر را جذب کنند.

۲-۲-۱ تعاریفی از وفاداری مشتری

وفاداری تعّهد عمیق فرد را نسبت به دوستان ، خانواده ، کشور و مواردی از این قبیل توصیف می کند.این وفاداری در بازاریابی به صورت وفاداری به مارک مطرح می گردد که به فرآیند خرید مجدّد یا پیشنهاد خرید به دیگران در نظر گرفته می شود.(صمدی،۱۳۸۸،ص۸۹).وفاداری به مارک می تواند به عنوان میزانی که مشتری نسبت به یک مارک نگرش مثبت دارد میزان پایبندی او به مارک مزبور و قصد ادامه خرید از آن در آینده تعریف شود.وفاداری به مارک مستقیما متاُثّر از رضایت یا نارضایتی از مارک که در طول زمان جمع آوری شده و نیز متاُثّر از کیفیت محصول است.(موون ۱۳۸۸ ،ص ۳۴۴).وفاداری واکنش نسبتاُ متعصّبانه ای (در خرید یا توصیه) است که فرد در طول زمان نسبت به یک نام تجاری پیدا می کند و این رفتار باعث می شود که در فرآیندهای تصمیم گیری و ارزیابی از بین مجموعه نام تجاری دیگری که در ذهن دارد گرایش خاصی نسبت به آن نام تجاری پیدا کند.(هاوکینز ۱۳۸۵ ، ص۵۷۲).

لمینک و متسون (۱۹۹۸) وفاداری را بعنوان احتمال خرید مجدّد مشتری یا احتمال توصیه خدمات به دیگران بیان کرده اند.استام و تیری (۱۹۹۴) می گویند وفاداری تنها زمانی حاصل می شود که نگرش مثبت مشتری با خرید مجدّد بالا ترکیب گردد.(uncles 2006 , 295).


جهت دانلود متن کامل تحقیق رویکرد و مدل های وفاداری مشتری و استراتژی‌های بازاریابی رابطه‌مند  کلیک نمایید

برچسب ها: تحقیق رویکرد و مدل های وفاداری مشتری و استراتژی‌های بازاریابی رابطه‌مند ، دانلود تحقیق رویکرد و مدل های وفاداری مشتری و استراتژی‌های بازاریابی رابطه‌مند ، پیشینه تحقیق رویکرد و مدل های وفاداری مشتری و استراتژی‌های بازاریابی رابطه‌مند ، تحقیق در مورد رویکرد و مدل های وفاداری مشتری و استراتژی‌های بازاریابی رابطه‌مند ، مقاله رویکرد و مدل های وفاداری مشتری و استراتژی‌های بازاریابی رابطه‌مند ، مقاله در مورد رویکرد و مدل های وفاداری مشتری و استراتژی‌های بازاریابی رابطه‌مند ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 14 شهریور 1396 12:37 ب.ظ
دیدگاه ها ()

تحقیق مفهوم و ابعاد بازارگرایی و برندگرایی

سه شنبه 14 شهریور 1396 12:30 ب.ظ   نویسنده : نگار موسوی      


تحقیق مفهوم و ابعاد بازارگرایی و برندگرایی    شامل 35 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد  مفهوم و ابعاد بازارگرایی و برندگرایی   می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

بخش اول:بازار گرایی

 ۲-۱-۱) مفهوم بازار گرایی

بازارگرایی به عنوان یک رویکرد استراتژیک تلقی می شود که می تواند سبب بهبود عملکرد سازمانی شود. بازارگرایی نه تنها برای خارج سازمان، بلکه در داخل سازمان و نه تنها در بازارهای داخلی یک کشور و بلکه در بازارهای بین المللی هم مورد توجه است (Lings,2004). از دهه ی ۱۹۸۰ مفهوم« بازار گرایی»[۱] در تحقیقات دانشگاهی نفوذ نمود و منتشر شد. بازار گرایی مفهومی ریشه دار در تئوری بازاریابی داشته و تمایل به یادگیری درباره ی بازار دارد. به عبارت دیگر گسترش درک بازار و استفاده از آن برای فعالیت های بازاریابی است. بازار گرایی را می توان عبارت از پذیرش مفهوم بازاریابی به عنوان فلسفه ی بازرگانی دانست که هدایت کننده ی استراتژی های رقابتی سازمان خواهد بود. (Gonzalez et al,2005)  شاید شاپیرو[۲] درسال ۱۹۸۸ اولین کسی باشد که به تعریف جنبه های مختلف بازار گرایی پرداخت وشرکت بازارگرا را شرکتی معرفی کرد که درآن اطلاعات با اهمیت درمورد تمامی عناصرتاثیرگذاردر بازار وفرایندخرید مشتری درهمه وظایف وکارکرد های شرکت نفوذ می کند. تصمیمات استراتژیک وتاکتیکی به صورت مشترک بین بخش ها و واحد هاهای سازمان  اتخاذ می گردد و تعهد نسبت به اجرا درآوردن این تصمیمات دربین بخش ها واحد ها های سازمان وجود دارد (,۲۰۰۱   Harrison-walker) از نظرکوهلی وجاورسکی[۳] (۱۹۹۰)، نارور و اسلاتر [۴] (۱۹۹۰)، راکرت[۵] (۱۹۹۲)، جینروپاندانی  [۶](۲۰۰۵) و کرولوپز[۷] (۲۰۰۷) تئوری بازار گرایی از اساسی ترین مفاهیم بازار یابی بوده واستفاده از آن باعث بهبود عملکرد شرکت ها می شود (Dauda etal,2010). بازار گرایی مجموعه ای از فعالیت ها ورفتارهایی است که مبنایی برای تصمیم سازی ها ی شرکت ها بوده وجزیی ازفرهنگ سازمانی  شرکت هااست. وتاثیر مستقیمی بر عملکرد شرکت ها دارد(Rahab,2012 & Suliyanto) بازار گرایی از طریق دستیابی به عملکرد بالا برای شرکت ها باعث ایجاد فرصت های مناسبی برای رفع نیاز های مشتریان  در مقابل رقبا می باشد (& Gow,2012  Micheels). ادبیات بازارگرایی، راجع به این مقوله که محصولات باید تقاضای بازار و تغییر در ترجیحات مصرف کننده را منعکس نمایند، بحث می نماید. پانیگیراکیس و تئودوریدیس[۸] خاطر نشان کرده اندکه در طی دهه ی ۱۹۹۰ بازار گرایی از میان سایر اصطلاحات مربوط به رشته ی بازاریابی، توجه بیشتری را به خود معطوف کرده است. بازار گرایی به عنوان توانایی یک شرکت برای یادگیری درباره‌ی مشتریان، رقبا و عوامل محیطی بصورت مستمر و در درون بازارهای موجود و بالقوه تعریف شده است (Panigyrakis et al,2007) باید توجه داشت که در اکثر تحقیقات انجام شده در مورد بازار گرایی، اصطلاح بازار گرایی، بعنوان کاربرد مفهوم بازاریابی تعریف شده است. مفهوم بازار گرایی، با تشخیص مداوم اهمیت مفهوم بازاریابی در رشته ی بازاریابی  توسعه یافته است. به منظور حداکثر اثر بخشی بازاریابی، تاکید شرکت‎ها بر جمع آوری اطلاعات مورد نیاز مرتبط با بازار، بیشتر از تاکید آنها برخود بخش بازاریابی باشد. به منظور حداکثر کردن عملکرد شرکت هابه عنوان یک سیستم کل نیاز به داشتن بازار محوری داریم. بازار محوری برای کمک به انگیزش نوآوری در زمینه ی محصول جدید، پر کردن شکاف خدمات و باعث بهبود اجرای استراتژی می شود. درجه ی بازار محوری در درک کارمندان از مزایای کاربرد اطلاعات مشتری را تاثیر می گذارد ,۲۰۰۸) Taylor et. al (.

لویت[۹] معتقد است که بازارگرایی به عنوان محرکی جهت خلق ارزش برتر برای مشتریان و کسب یک مزیت رقابتی پایدار، محصول فرهنگ سازمانی است که در جهت ترویج و کسب درجه ی بالایی از بازار محوری می کوشد و در عین حال، تولید کننده ی یک عملکرد برتر نیز می باشد(Sin et al,2005).  بازار گرایی از طریق دستیابی به عملکرد بالا برای شرکت ها باعث ایجاد فرصت های مناسبی برای رفع نیاز های مشتریان  در مقابل رقبا می باشد (& Gow,2012  Micheels). کوهلی و جاوورسکی  ۱۹۹۰ مفهوم بازارگرایی را از بعد رفتاری تعریف می کند. کوهلی و جاوورسکی به جای تمرکز بر مشتری عنصر اصلی محیط گرایی را تمرکز بر اطلاعات بازار یا هوشمندی بازار معرفی می کنند. بازارگرایی از دیدگاه آنان به عنوان تولید اطلاعات در سطح سازمان، انتشار اطلاعات در بین بخش های مختلف سازمان و پاسخگویی به آن در گستره سازمانی تعریف می شود. پاسخگویی، میزان سازگاری یا هماهنگی سیاست های بازاریابی شرکت را با اطلاعات بازار نشان می دهد Awwad & Agti ,2011)).

 ۲-۱-۲) ابعاد بازار گرایی

به اعتقاد نارور و اسلاتر[۱۰] بازارگرایی قلب تپنده مدیریت و استراتژی بازاریابی مدرن است و کسب و کاری که بازارگرایی را افزایش دهد، عملکرد بازارش را بهبود خواهد بخشید. بازارگرایی فرهنگی، سازمانی است که با حداکثر کارایی واثربخشی، رفتارهای لازم جهت خلق ارزش برتر برای مشتریان و در نتیجه  عملکرد برتر مستمر برای کسب و کار را فراهم می کند. نارور و اسلاتر(۱۳۹۰) سه جزء رفتاری[۱۱] مشتری گرایی[۱۲]، رقیب گرایی[۱۳] وهماهنگی بین وظیفه ای[۱۴] ودومعیار تصمیم[۱۵]– تمرکز بلند مدت[۱۶] وسود آوری[۱۷] می دانند. به اعتقاد کوهلی وجاورسکی[۱۸] (۱۹۹۰)« بازارگرایی ایجاد هوشمندی در سراسر سازمان در ارتباط با نیازهای فعلی و آتی مشتری، نشر هوشمندی در بین بخش های سازمان و پاسخ گویی سراسری به آن هوشمندی است» بازارگرایی نه تنها برای خارج از سازمان، بلکه در داخل سازمان (Lings,2004).

نه تنها در بازارهای داخلی یک کشور و بلکه در بازارهای بین المللی و جهانی هم مورد توجه است (Cadogan & Diamatopoulos,1995). اولین مطالعه‌ی تجربی در زمینه‌ی بازار محوری مربوط به قبل از سال ۱۹۸۹ می باشد که توسط نارور واسلی تر انجام گرفته است. نارور واسلی تر ابتدا در این مطالعه، گرایش بازار را مشتمل بر پنج عامل معرفی کردند که عبارتند از:. (Haugland et al. , 2007)

۱- مشتری محوری

۲- رقیب محوری

۳- هماهنگی بین وظیفه ای

۴- تاکید بر سود

۵- افق بلند مدت

اما بعد از انجام مطالعه، دو عامل تاکید بر سود و افق بلند مدت را به دلیل سطوح پایین آلفای کرانباخ حذف کردند و در مطالعات بعدی خود نیز به آن نپرداختند.

در ذیل به شرح اجزای بازار محوری ذکر شده توسط نارور و اسلا تر پرداخته می شود.

۱) مشتری گرایی- برای چندین دهه، تمرکز بر مشتری بعنوان اساس بازاریابی تعریف شده است ودشپانده و فارلس در سال۱۹۹۸ آن را به عنوان جزء اصلی بازار محوری بحساب آورده اند. (Theoharakis et al,2008)  تأکید نارور و اسلاتر در مورد مشتری محوری یعنی درک کافی از خریداران هدف به طوریکه مستمراً به خلق ارزش های برتر برای آنها پرداخته شود، پذیرش زیادی دارد. این مفهوم به وسیله ی مؤلفه‎هایی مانند اهمیت رابطه با مشتریان، اهمیت ارزش مشتری، درک نیازهای مشتری، رضایت مشتری و اهمیت خدمات پس از فروش اندازه گیری شده است. مشتری گرایی یعنی اینکه نیاز مشتریان درک گردد و ارزشی بیشتراز آنچه می خواهند برایشان ایجاد شود وشرکت بطور مداوم و فعالانه به بررسی و شناسایی نیازهای مشتریان پردخته وآن را برآورده سازد (Shin,2012). این معیارها بر پایه‌ی ادراک مهندسان فروش در مورد این متغیرها در درون شرکتشان، اندازه گیری می شوند. همچنین تایلور و دیگر همکارانش معتقدند که القای بازار محوری در نیروی فروش می تواند خیلی ارزشمند باشد و همانطور که رقابت افزایش می‎یابد، سیستم های فروش مشتری محور بیشتری برای بقاء در بازارهای رقابتی نیاز است و این در حالی است که رقبای بیشتری هم در حال ورود به این بازار هستند (Taylor et al,2008) کنسواگرا و استبان نیز، مشتری محوری را عبارت از فعالیت های مورد نیاز جهت جمع آوری و انتشار اطلاعات در مورد مشتریان دانسته اند (Consuegra et al,2007).


جهت دانلود متن کامل تحقیق مفهوم و ابعاد بازارگرایی و برندگرایی کلیک نمایید


برچسب ها: تحقیق مفهوم و ابعاد بازارگرایی و برندگرایی ، دانلود تحقیق مفهوم و ابعاد بازارگرایی و برندگرایی ، پشینه تحقیق مفهوم و ابعاد بازارگرایی و برندگرایی ، تحقیق در مورد مفهوم و ابعاد بازارگرایی و برندگرایی ، مقاله در مورد مفهوم و ابعاد بازارگرایی و برندگرایی ، مقاله مفهوم و ابعاد بازارگرایی و برندگرایی ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 14 شهریور 1396 12:35 ب.ظ
دیدگاه ها ()

تحقیق مراحل بازاریابی سبز

سه شنبه 14 شهریور 1396 12:28 ب.ظ   نویسنده : نگار موسوی      


تحقیق مراحل بازاریابی سبز   شامل 46 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد مراحل بازاریابی سبز  می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

مقدمه:

امروزه محیط زیست به طور فزاینده‌ای به مسئله‌ای حیاتی و بسیار مهم برای همه اقشار مردم چه در جایگاه مشتری و چه در جایگاه تولید کننده تبدیل شده است. بازاریابی سنتی بیش از حد بر خواسته‌های مشتریان تاکید می‌کند و رفاه اجتماعی و مسائل محیط زیستی را به حساب نمی‌آورد. این مسئله در تمام ابعاد سازمان‌ها وارد شده و بازاریابی را نیز تحت تأثیر قرار داده و منجر به پیدایش مفهوم بازاریابی سبز شده است. (تندکار، ۱۳۸۷) تغییر مداوم مفهوم بازاریابی، حقیقت غیر قابل انکاری است که در سایه تشدید روز افزون رقابت رخ داده است. با نگاهی به گذشته درمی یابیم تا اوایل دهه ۱۹۷۰ بازاریابی با رویکردی محصول محور رو به رو بوده است. سپس با ظهور محصولات مصرفی جدید و افزایش رفاه جامعه، و تلاش هر چه بیش‌تر سازمان‌ها در پیشی گرفتن از رقبا، رویکرد بازاریابی به رویکرد مشتری محور تغییر یافته است. اما روندیکه امروزه با آن رو به رو هستیم، هوشیاری بیش‌تر سازمان‌ها نسبت به محیط است (مانرای و همکاران،۱۹۹۷،ص۵۱۲) در این سال‌ها با افزایش انتقادات و اقدامات گروه‌های دوستدار محیط زیست، افراد نسبت به محیط زیست خود، منابع پایان پذیر و نحوه استفاده بهینه از آن‌ها با توجه به نیازهای نسل‌های آینده، آگاهی و دغدغه بیش‌تری پیدا کردند و در این راستا رویکرد مصرف سبز میان افراد جامعه عمومیت بیش‌تری یافت. منطق این رویکرد جلوگیری از آسیب رسانی فعالیت‌های اقتصادی به محیط زیست از طریق کاهش تولید و مصرف بیش از حد می‌باشد. (مانرای و همکاران، ۱۹۹۷، ص ۵۱۳). ایران در سال‌های اخیر با توجه به بحران مصرف منابع و انرژی، نیازمند توسعه و ترویج بازاریابی محصولاتی است که سازگاری بیشتری با محیط زیست دارند. از سوی دیگر عدم وجود تحقیقات مناسب پژوهشی و راهکارهای اجرایی مرتبط، لزوم توجه به رفتار مصرف کنندگان را آشکار می‌سازد.

ایران، همانند بسیاری از کشورهای دنیا از سطح بالای آلودگی هوا، کیفیت پایین آب، حجم بالای آلودگی‌های صوتی ناشی از ترافیک، میزان زیاد زباله‌های دفع نشدنی و کاهش سریع منابع انرژی رنج می‌برد. مشکلات زیست محیطی عمدتاً به واسطه مصرف گرایی ناهنجار و فعالیت‌های ناپایدار ایجاد می‌شود. با ایجاد تغییراتی کوچک در شیوه زندگی و عادات مصرفی، هر فرد می‌تواند مشارکت ارزشمندی در این حرکت داشته باشد. دولت ایران می‌تواند استراتژی‌های متفاوتی را در تشویق مصرف پایدار و توسعه رفتار سبز به کار گیرد. با توجه به مشکلات زیست محیطی روزافزون و تأثیرات سوء مصرف گرایی بر سلامت جسمی و روحی انسان‌ها، پرداختن به محصولات سبز امری اجتناب ناپذیر در شرکت‌های تولید کننده ایرانی می‌باشد. بر اساس اعلام سازمان حفاظت از محیط زیست، در تهران حدود ۶۰ سازمان غیردولتی سبز وجود دارد و تا کنون پژوهش‌های دانشگاهی در مورد نحوه‌ی رفتار مصرف کننده حامی محیط زیست در داخل کشور انجام نشده است، در صورتیکه این موضوع در جهان هر روز اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. علاوه بر این، با پیوستن ایران به سازمان تجارت جهانی، اهمیت استانداردهای زیست محیطی خود را بیشتر نشان خواهد داد. علاوه بر این، جهت رسیدن به درکی بهتر نسبت به جنبش زیست محیطی یک ملّت خاص، آزمون چگونگی نگاه مصرف کنندگان آن کشور نسبت به مسایل زیست محیطی و در نتیجه نحوه‌ی رفتار آن‌ها، شروع خوبی خواهد بود (چان، ریکی[۱]، ۲۰۰۱).

آلودگی‌های زیست محیطی که در نتیجه تولیدات و مصارف انسانی پدید آمده، از جمله مسائلی هستند که بارها توسط سازمان‌های فعال در این زمینه به عنوان تهدیدی برای بشر شناخته شده‌اند. در این میان برخی از صنایع و شرکت‌ها با به کار گیری اقداماتی، گام‌های لازم را جهت کاهش اثرات نهایی که بر محیط زیست می‌توانند داشته باشند برداشته‌اند. از جمله این اقدامات بازاریابی سبز یا محیط زیست دوستانه است، یعنی؛ توسعه زیست محیطی و طبیعی فعالیت‌های بازاریابی، با به‌کارگیری نقش مسئولیت پذیری زیست محیطی/ اجتماعی شرکت‌ها به منظور توسعه پایدار. (کیو ۲۰۱۱،ص ۴) از این رو شرکت‌ها باید تأثیرات منفی زیست محیطی خود را در تولید، توزیع، تأمین مواد اولیه و مصرف انرژی به طرز قابل توجهی کاهش دهند. در غیر این صورت به وسیله قوانین و تقاضای سرسختانه مشتریان به عقب رانده خواهند شد (گرانت، ۲۰۰۸، ص۱) در این اقدامات شرکت‌ها باید فعالیت‌های خود را در تولید، توزیع، تبلیغ و قیمت گذاری محصولات به گونه‌ای انجام دهند که ضمن حداقل نمودن زیان‌های زیست محیطی، مصرف کنندگان را نیز به سوی رفتاری محیط زیست دوستانه سوق دهند. این اقدامات و پیامدهای آن، در شرکت لبنی صالح در شهرستان بابل به صورت نمونه در این پژوهش مورد بررسی قرار گرفته است و سوال کلی این تحقیق به صورت زیر طراحی می‌شود:

۲-۳- مسئولیت اجتماعی سازمان:

زمانی تصور بر این بود که سازمان‌ها و تولیدکنندگان صرفاً در مقابل سهامداران و کارکنان مسئول هستند. افزایش جمعیت، جهانی شدن بازارها، پیچیده شدن رقابت، سرعت فزاینده تغییرات تکنولوژی، تغییرات در سبک زندگی و سیستم‌های ارزش مصرف کنندگان، کمیابی منابع و آلودگی محیط، باعث به وجود آمدن رویکردهای نوین به سازمان و مدیریت شده است که تعهد و مسئولیت اجتماعی نیز نتیجه آن تحولات بوده است. مطرح شدن این مسئولیت، پاسخی به نیازها و چالش‌های محیطی بوده و بخش مهمی از فرایند کسب و کار سازمان به حساب می‌آید.

مسئولیت اجتماعی به تصمیم گیری سازمان بر مبنای ارزش‌های اجتماعی، اصول اخلاقی و الزامات قانونی با در نظر داشتن منافع بلندمدت افراد، جوامع و محیط زیست اشاره دارد. در واقع مسئولیت اجتماعی فراتر از الزامات تکنیکی، قانونی و اقتصادی سازمان قدم برداشتن و در جهت ارتقای کیفیت زندگی اجتماعی تلاش نمودن است. ایجاد روابطی پایدار با مشتریان، تأمین کنندگان، کارکنان و جوامع منجر به افزایش رقابت پذیری سازمان شده که خود منجر به تدوین استراتژی‌هایی می‌شود که اهمیت بیشتری به رعایت مسئولیت‌های اجتماعی قائل است. اتخاذ این رویکرد منجر به رشد و سودآوری سازمان در بلندمدت می‌شود، در واقع بدون سودآوری، سازمان قادر به پایبندی به مسئولیت اجتماعی خود نخواهد بود (کارنا و همکاران،۲۰۰۳،ص۸۹۴).

مسئولیت اجتماعی سازمان تأثیر بسزایی بر فعالیت‌های بازاریابی سازمان می‌گذارد، که از طریق آمیخته بازاریابی نقش خود را در محیط سازمان ایفا می‌کند. بازاریاب از طریق ابزارهایی چون بسته بندی، تبلیغات و فروش شخصی که به منظور تولید و عرضه کالا و خدمات مورد استفاده قرار می‌گیرد، می‌تواند در اجرای مسئولیت اجتماعی سازمان قدم بردارد. همان طور که گفته شد، مسئولیت اجتماعی سازمان مفهوم گسترده‌ای است و سازمان را نیز در برمی‌گیرد، از این رو بازاریاب می‌بایست در تعیین ترکیب آمیخته بازاریابی علاوه بر رفاه عمومی، مسایل زیست محیطی و منافع بلندمدت جامعه؛ به عامل بالقوه سود نیز توجه نماید تا بقای سازمان را نیز تضمین نماید. (کاتلروهمکاران،۲۰۰۸،ص۵۸۱) اگرچه بخشی از مفهوم مسئولیت اجتماعی، توجه به مسایل زیست محیطی و ترغیب سازمان خصوصاً بخش بازاریابی به برنامه ریزی و اتخاذ تصمیمات با توجه به اصول سبز می‌باشد. اما باید توجه داشت بیان اینکه مسئولیت اجتماعی صرفاً مسایل زیست محیطی را در بر می‌گیرد، ساده انگاری است، چرا که این تعهد تأثیر بسزایی روی عملیات سازمانی داشته و موجب جرح و تعدیل گسترده‌ای در قسمت‌های مختلف آن می‌شود. در این رویکرد نه تنها محیط و اکوسیستم، بلکه سلامت روانی و جسمانی کنونی و آینده مشتریان سازمان و هم چنین سایر افراد جامعه که محصولات سازمان را مصرف نمی‌کنند، در نظر گرفته می‌شود و حتی معضلاتی همچون رشد جمعیت را نیز مورد نظر قرار می‌دهد.

علم بازاریابی تا کنون فلسفه‌های گوناگونی را تجربه کرده است که می‌توان در این زمینه به فلسفه‌های مبتنی بر تولید، محصول، فروش، بازاریابی و در نهایت دیدگاه مبتنی بر بازاریابی اجتماعی اشاره کرد، فلسفه‌ای که آخرین فلسفه و مورد اشاره بحث ما پیرامون ترکیب علوم تجاری و بازرگانی و محیط زیست و حمایت از آن می‌باشد. (کیو ،۲۰۱۱) در عصر و زمانی که محیط زیست روز به روز آلوده‌تر می‌شود، منابع روز به روز کمیاب می‌شود، رشد جمعیت بسیار روز افزون شده، فقر و گرسنگی دامن‌گیر جهان شده است و خدمات اجتماعی به دست فراموشی سپرده شده است سوال این است که آیا دیدگاه‌های دیگر و فلسفه‌های قبلی می‌تواند مفهوم درستی داشته باشد و راه گشای امور فوق باشد؟ و در بلند مدت منافع جامعه را تأمین نماید؟ از نخستین سال‌های دهه ۸۰ میلادی بازاریابی بر اساس ملاحظات اجتماعی و محیطی شهرت زیادی یافته است. مفهوم بازاریابی اجتماعی بر این پایه استوار است که هر سازمان باید نخست نیازها، خواسته‌ها و منافع بازارهای هدف خود را تعین کند و به نحوی که بقا و بهبود رفاه مشتری و جامعه (هر دو) فراهم گردد، برای مثال شرکت کوکاکولا را در نظر بگیرید که اکثر مردم این شرکت را در زمینه تولید نوشابه شرکتی بسیار متعهد و همسو با ذائقه و رضایت مصرف کننده تصور می‌کنند با این حال گروه‌های مدافع منافع مصرف کننده و بهداشت محیط زیست به این شرکت در زمینه کمبود ارزش غذایی نوشابه، آسیب وارده به دندان‌های مردم، مضرات کافئین موجود در نوشابه و آلودگی محیط زیست ناشی از دور ریختن ظروف فلزی و بطری‌ها ایرادتی وارد می‌کنند. طی مطالعاتی که در سال ۱۹۹۲ در ۱۶ کشور توسط اتمن انجام شد بیش از ۵۰ % از مصرف کنندگان در هر کشوری بیان کردند که نسبت به محیط زیست علاقه‌مند و دلواپس هستند. همچنین طی مطالعاتی دیگر در سال ۱۹۹۴ در کشور استرالیا نتایج نشان داد که ۸۴ % افراد معتقد بودند که در برابر محیط مسئولند، این افراد بیان کردند که رفتارشان را که شامل خرید است به خاطر مسائل محیطی اصلاح کرده‌اند. در سال ۱۹۸۹ نیز طی مطالعاتی که در آمریکا انجام گرفت نتایج نشان داد که ۴۹ % پاسخ دهندگان به خاطر مسائل محیطی خریدشان را تغیر داده‌اند. مطالعه اداره آمار استرالیا بر روی ۱۶ هزار نفر نیز نشان می‌دهد که ۷۵ % از افراد نسبت به مسائل محیطی دلواپس هستند. آمار و ارقام فوق حاکی از آن است که مسائل محیطی و حفظ محیط زیست یکی از مهم‌ترین معیارهایی است که مصرف کنندگان هنگام خرید آن‌ را مد نظر قرار می‌دهند، در نتیجه این موارد باعث شده است که مسائل محیطی وارد مفاهیم بازاریابی شده و رویکردی به نام بازاریابی سبز پدیدار شود. (تندکار، ۱۳۸۷)

مسئولیت اجتماعی شرکت به طور همه جانبه به مشتری نگریسته و حتی مشکلات زیست محیطی یا رفاه بلند مدت او را نیز در نظر می‌گیرد. استوارت و سالمون مسئولیت اجتماعی را چنین تعریف می‌کنند: شیوه‌ای از مدیریت که طبق آن سازمان‌ها فعالیت‌هایی را انجام می‌دهند که اثر مثبتی بر جامعه و ترفیع کالاهای عمومی داشته باشد (استوارت و سالمون، ۱۹۹۷). در واقع نگرش استوارت و سالمون بر این بود که خواهان حذف آثار منفی سازمان بر جامعه هستند و سعی بر آن داشتند بتوانند تغییر نگرش و رفتار مصرف کننده را در پی داشته باشند. برخی صاحب نظران پا را فراتر گذاشته و سازمان‌ها را متعهد به ارتقای رفاه جامعه دانسته‌اند سرتو وگریف از این دسته‌اند. کنت هاتن و ماری هاتن معتقدند بی توجهی بنگاه به ذینفع‌های خارجی سبب بروز مشکلاتی برای مصرف کننده کالای آن بنگاه می‌شود (امینی،۱۳۷۹).


جهت دانلود متن کامل تحقیق مراحل بازاریابی سبز کلیک نمایید


برچسب ها: تحقیق مراحل بازاریابی سبز ، دانلود تحقیق مراحل بازاریابی سبز ، پیشینه تحقیق مراحل بازاریابی سبز ، تحقیق در مورد مراحل بازاریابی سبز ، مقاله مراحل بازاریابی سبز ، مقاله در مورد مراحل بازاریابی سبز ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 14 شهریور 1396 12:30 ب.ظ
دیدگاه ها ()

تحقیق آموزش ضمن خدمت و اهمیت و ضرورت آن و ارزشیابی برنامه های آموزش ضمن خدمت

سه شنبه 14 شهریور 1396 12:21 ب.ظ   نویسنده : نگار موسوی      


تحقیق آموزش ضمن خدمت و اهمیت و ضرورت آن و ارزشیابی برنامه های آموزش ضمن خدمت    شامل 80 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد  آموزش ضمن خدمت و اهمیت و ضرورت آن و ارزشیابی برنامه های آموزش ضمن خدمت   می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

بخش اول : آموزش ضمن خدمت

۲-۱-۱- مقدمه

منابع انسانی، ثروت و سرمایه ی اصلی و اولیه هر سازمان و یا هر کشوری را تشکیل می دهد، سایر منابع اصلی هر سازمانی در گرو تأمین منابع انسانی بوده و این بدین مفهوم است که حسن تشخیص و به کارگیری کل سرمایه ها و منابع قابل تجدید و غیرقابل تجدید و کلاً بهره برداری بهینه از منابع سازمان در گرو بلوغ فکری، توان وسعت فکر، اطلاعات و کاردانی پرسنل آن مجموعه خواهد بود بدین ترتیب می توان آموزش را مقدمه ای برای پیشرفت و کارایی یک سازمان دانست. در عصر حاضر با توجه به شتاب فزاینده ای که علم و تکنولوژی پیدا کرده، کارایی افراد تا حد زیادی بستگی به میزان آموزشی که قبل و یا در زمان اشتغال در راستای شغل خود می بینند داشته و در غیر اینصورت به دلیل پیچیدگی و همه جانبگی تغییرات از کارایی مطلوب جهت انجام وظایف خود در سازمان برخوردار نخواهند بود. شتاب و حرکتی که جوامع در نیمه دوم قرن بیستم از شیوه های کهن به سوی تغییرات تازه و قبول آن تغییرات دارند به حدی بوده که در بسیاری از اقشار جامعه اختلالات و گسست های فکری و مهارتی ایجاد نموده است. تغییر نیازها، اصلاح اهداف، تعدیل روش ها، تغییر خط مشی ها و سیاست ها، برخورد با تنگناها، افزایش یا کاهش منابع و بسیاری موارد دیگر امروزه، یادآور این نکته است که برای حفظ کارایی نظام و عوامل و اجزای آن پیوسته باید آموزش کارکنان و تطبیق دادن توانایی های آن با نیازهای جدید و مسئولیت های نو مورد توجه قرار گیرد (شهرزادی، مجیری، ۱۳۹۲، ص ۵۶۷).

از طرفی پیشرفت های روزافزون در علوم و فنون، تحولات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تغییرات در مسیر تولیدات و خدمات سازمان ها، گسترش اهداف سازمانی، نیاز به آموزش های جدید را پدیدار می سازد. لزوم توجه بیشتر و بسیج امکانات، نیروهای زیادتری را در امر آموزش نیروی انسانی در سازمان ها ایجاب می نماید. در حال حاضر در کشور ما میلیون ها نفر در بخش های صنعتی و بازرگانی برای تأمین نیازمندی های کشور به کارهای مختلفی اشتغال دارند و با اطمینان نسبی می توان گفت اغلب این کارکنان برای انجام صحیح وظایف شغلی خود با حداقل افزایش سطح کیفیت و با کمیت کار خود نیاز به آموزش دارند. آموزش کارکنان، ضمن بهبود کمیت و کیفیت کار و عملکرد افراد، شرایط مناسب برای جایگزینی، ارتقاء و ترفیعات و چرخش های شغلی را فراهم می آورد (سعادتمند، سینایی فر، ۱۳۹۱، ص ۱۰۸).

آموزش های ضمن خدمت، از جمله آموزش های غیر رسمی است. این نکته را باید متذکر شد که زمینه ساز اصلی آموزش ضمن خدمت کارکنان، تقویت آموزش های رسمی است. در حقیقت آموزش های رسمی و آموزش های ضمن خدمت کارکنان مکمل یکدیگرند و هر دو در تشکیل سرمایه انسانی نقش اساسی دارند. اما آموزش های رسمی در واقع پیش نیاز هر نوع آموزش ضمن خدمت می باشد. آموزش و پرورش رسمی و آموزش ضمن خدمت کارکنان، اگر چه دو آموزش لازم و ملزوم هستند، لیکن در عمل بایستی با استقلال کافی برخوردار بوده و مسئولیت اجرایی جداگانه ای داشته باشند (شهرزادی، مجیری، ۱۳۹۲، ص ۵۶۸).

۲-۱-۲- مفهوم آموزش

آموزش در لغت نامه دهخدا چنین تعریف شده است : “عمل آموختن وتعلیم دادن”و یونسکو،”هدف آموزش را توسعه مهارت ها، توانایی های انجام کار، درک دانش واطلاعات مورد نیاز به وسیله سطوح نیروی انسانی به منظور ایجاد پیشرفت در تولید می داند”. آموزش کلیه مساعی وکوشش هایی است که جهت ارتقاءسطح دانش وآگاهی، مهارتهای فنی وحرفه ای و شغلی وهمچنین ایجاد رفتار مطلوب درکارکنان یک سازمان جهت آماده کردن آنان برای انجام وظایف و مسئولیتهای شغلی صورت می گیرد. آموزش از جمله رفتارهای انسانی است که کلیه افراد بشر به طور دائم و به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم به آن مبادرت می ورزند. چرا که از لحظه تولد انسان یا در حال فراگیری یا درحال آموزش دادن است. هیچ فعالیتی بدون انجام فعل وانفعال فراگیری و فرادهی صورت نمی گیرد و این امر تا لحظه مرگ انسان را همراهی می نماید. در این رابطه پیامبر بزرگ ما فرموده است «اطلبوالعلم من المهد اللحد» (متانی، حسن زاده، ۱۳۹۰، ص ۱۶۰).

در جهان امروز تکنولوژی با سرعتی غیر قابل تصور در حال دگرگونی وپیشرفت است. در گذشته زمان دوام تکنولوژِی در یک صنعت خاص سال ها ادامه می یافت و تغییر محسوسی در آن ایجاد نمی شد. ولی امروزه شاهد تغییرات روزافزون و سریع آن هستیم. کشورهایی که به این تغییرات توجهی ندارند، دیری نخواهد پایید که خود را بیگانه با آنچه در جامعه جهانی اتفاق می افتد می یابند وادامه حیات خود را با مشکلات بیشماری مواجه می بینند از این روانجام اقدامات لازم جهت تطابق وهماهنگی تمامی بخش های واحدهای صنعتی با این تغییرات در عصر حاضر یک ضرورت قطعی به شمار می رود. سازمان ها قبل از هر چیز نیازمند تامین نیروی انسانی متناسب با این تغیرات هستند. بدیهی است تکنولوژی نوین دارای ویژگی هایی است که تفاوت هایی گاه بسیار زیاد با وضعیت موجود دارد. از این رو دانش ومهارت های جدید را نیز می طلبد، آنچه در این میان ضرورت تام دارد پرداختن به آموزش و فراگیری معلومات ومهارت های مورد نیاز با این تغییرات است و در اینجاست که آموزش ضمن خدمتی که متناسب با تغییرات حاصل از این دگرگونی ها برنامه ریزی شده باشد، اهمیت پیدا می کند(سعادتمند، سینایی فر، ۱۳۹۱، ص ۱۰۹).

جهان به سرعت در حال تغییر است، که احتمال می دهیم تفکر گذشته کاملاً با امروزه متفاوت بوده است. مطالعه تاریخ جوامع انسانی از آغاز پیدایش تمدن تا به امروز گویای این واقعیت است که آموزش از جمله مقوله های ضروری وحیاتی کلیه اقوام بشری بوده وهمواره با توجه به نوع زندگی وابزار مورد استفاده ،نحوه برنامه ریزی آن تغییر یافته است. آنچه آموزش نوین را از تعلیم وتربیت سنتی مشخص ومتمایز می کند، تغییر فکر تربیت آغازی به آموزش مداوم در طول زندگی است. معنایی که واژه آموزش در دنیای کنونی دارد به مراتب بغرنج تر و وسیع تر است و فرایند فرهنگی پیشرفت و شکفتگی تمام امکانات موجود بشری را شامل می شود. آموزش صرفاً انجام دادن بعضی مقاصد وتحقق برخی آرزوها نیست، بلکه مجموعه ای است از حرفه های دشوار و فرآیندهایی که برفنون مخصوص استوار هستند. آموزش پابه پای تحولات علمی واجتماعی وحتی مقدم برآنها پیش می تازد. یکی از صفاتی را که به عصر حاضر اطلاق نموده اند«عصر آموزش» است. دنیای کنونی چنان دستخوش تغییر وتحولات تکنولوژی فزاینده ای است که آموزش با تمامی ابعادش به شکل های گوناگون در همه فضای زندگی انسان متجلی می شود. از مختصات زمان ما یکی این است که هیچ کس از فراگرفتن بی نیاز نیست. هر فرد در دوران زندگی خود به نحوی با یادگیری سروکار دارد و برای دمسازی با محیطی که پیوسته روبه رشد وتغییر است، باید آموزش ببیند. جنبه های مختلف آموزش به لحاظ ایجاد قدرت فراگیری، تجربه وتحلیل، ادامه دانش وکسب مهارت ها با هدف مرتبط ساختن فرد با جامعه وتامین احتیاجات شغلی اوحائز اهمیت است. تغییرات که بعد از هر دوره آموزشی از نظر ایجاد توانایی های ذهنی ومهارتی در فرد حاصل می شود، نقطه عطف آموزش می باشد (علوی، مکارم، نمازی، ۱۳۹۲، ص ۴۹-۴۸).

از جمله عوامل پیشرفت کشورهای صنعتی انعطاف پذیری آموزش با توجه به تغییرات تکنولوژی بوده است. گستردگی علوم وفنون از طریق اشاعه تکنولوژی، در برنامه های آموزشی وارد می گردد تا کلیه تغییرات از طریق نفوذ تکنولوژی بر آموزش انجام شود. عواملی که به نوعی از طریق تکنولوژی بر نیروی کار اثر می گذارند عبارتند از :

الف – بهره وری فنی وقابلیت اتکا وکارایی

ب – انعطاف پذیری

ج- وجود عوامل زیربنایی(پشتیبانی وخدمات)

متاسفانه امروز در بهترین دستگاه صنعتی کشور از نظر فعالیت های آموزشی، کمتر از پنج درصد هزینه ها صرف آموزش می شود، در حالی که این رقم در کشور اروپایی در مجموع حدود بیست درصد است(متانی، حسن زاده، ۱۳۹۰، ص ۱۶۱).

آموزش در صورتی که دارای هدف مشخص بوده و با برنامه ریزی دقیق دنبال شود می تواند نقش خود را در جامعه به خوبی ایفا نموده ساختار اجتماعی، سیاسی واقتصادی، را در روند تکامل وتعالی قرار دهد. توفیق در آموزش منوط به داشتن برنامه هدف دار است که در این حالت آموزش نقش خود را برآورد نیازها بخوبی ایفا می کند. به تخمین سازمان ملل «درکشورهای درحال توسعه به علت عدم برنامه ریزی صحیح و انطباق آن با نیازها، تنها ۱۰% از نیروی انسانی بالقوه در جایگاه خود مورد استفاده قرار می گیرد و از طریق ضایعات انسانی هر دم افزایش می یابد». نقش آموزش، یک نقش ایجادگری است و می تواند در کلیه شئونات اجتماعی یک نقش سازنده داشته باشد. از این جهت سرمایه گذاری نیروی انسانی که برای آینده هر مملکت در نظر گرفته می شود با نقش آموزش ارتباط کامل دارد. چرا که اگر روند توسعه با آموزش بنا شود، این بنیان می تواند جامعه را از نظر اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تکامل بخشد. توسعه اقتصادی، آموزش نیروی انسانی را در دو طبقه اساسی قرار می دهد :

۱- دستیابی به حداکثر راندمان تولید

۲- رضایت ناشی از توسعه مهارتها در خلق  یک تولید ارزشمند ومفید (کاظم پور، غفاری، ۱۳۹۳، ص ۱۶۸).

آموزش مانند سایر سرمایه گذاری ها می تواند به توسعه اقتصاد کمک کند و همانند سرمایه گذاری در امور مادی وفیزیکی، این روند نیز روی انسان انجام می پذیرد. در کتاب آموزش برای توسعه آمده است :

آموزش نه تنها یکی از حقوق اولیه واصلی انسان است، بلکه جزء اصلی توسعه اقتصادی واجتماعی نیز هست و در صورتی که برنامه ریزی آن به شایستگی انجام پذیرد، می تواند بازده اقتصادی زیادی به ویژه درکشورهای فقیر داشته باشد. ویل اسپیچ عقیده دارد که آموزش چیزی نیست به جز یک روش منظم که به وسیله آن افراد یک اجتماع مهارت وکاردانی را فقط به دلیل مخصوصی می آموزند. همچنین آموزش عبارت است از بهبود سیستماتیک ومستمر مستخدمین از نظر دانش ها و مهارت ها و رفتارها که به رفاه آنها و سازمان محل خدمتشان کمک می کند. اینطور استنباط می شود که هدف از آموزش عبارت است از ایجاد توانایی بیشتر تولید و افزایش کارایی در شغل فعلی وکسب شرایط بهتر برای احراز مقامات بالاتر(علوی، مکارم، نمازی، ۱۳۹۲، ص ۴۹).

آموزش نه تنها تاثیر مستقیم بر رشد اقتصادی دارد، بلکه در تحلیلی که ماریس(۱۹۸۲) از بررسی اطلاعات در ۶ کشور در حال توسعه ارائه می دهد، به این نتیجه می رسد که سرمایه گذاری های عمومی وقتی همراه با سرمایه گذاری های آموزش نباشد تاثیر کمتری بررشد اقتصادی خواهند داشت. با توجه به تعاریف فوق وتجزیه وتحلیل آنها به این نتیجه می رسیم که تعریف آموزش همان است که در سال ۴۶۰ قبل از میلاد توسط یکی از سوفیست های یونانی به نانم پروتاگوراس تشریح شد. وی معتقد بود که با استفاده از عقل سلیم وتربیت صحیح می توان زندگی افراد را تحت کنترل در آورد وحداکثر استفاده را از خدمات با آنان به نفع جامعه نمود (همان منبع).

۲-۱-۳- ضرورت آموزش

اگر نگاهی گذرا به ضرورت آموزش و یادگیری از دیدگاه قرآن نماییم می بینیم که قرآن کریم که کتاب انسان ساز است بطور زیبا به اهمیت یادگیری وآموزش انسان به طور کلی اشاره نموده است. از آن جایی که خدای متعال در آیه یکم سوره علق به پیامبرگرامی اسلام(ص) امر می فرماید : که بخوان، وجود پیامبر را یک نگرانی فرا می گیرد که من یک فرد بی سواد هستم چه بخوانم از کجا بخوانم اما با توجه به اهمیتی که موضوع داشت، خدای سبحان می فرماید : بخوان به نام پروردگارت وآنچه که نمی دانستی به تو آموخت با توجه به اینکه صفات متعددی در قرآن کریم برای خداوند متعال ذکر شده است اما در این آیات اولین صفتی که خدای متعال به خود نسبت داده صفت معلمی ومربیگری وآموزگاری است و از طرفی صفات متعددی هم در قرآن کریم برای انسان به عنوان اشرف مخلوقات ذکرشده است اما اولین صفت برای انسان در همین آیات صفت آموزش گیرنده است معرفی می کند ونشانه بارز این صفت را خدای متعال در آیات ۶و۷ همین سوره (علق) متذکر شده است واگر به آیات قرآن کریم توجه بیشتری نماییم، می بینیم که معلومات به دو صورت برای انسان قابل درک می باشند : یک گروه که به صورت فطری وذاتی هستند وگروه دیگر که اکتسابی می باشند که انسان در سایه تعلیم وتربیت و با توجه به مناسب بودن شرایط، به رشد وتعالی می رسد. از این روست که آموزش برای امورات اکتسابی انسان ضرورت پیدا می کند. پیامبراکرم نیز برای آموزش و تحصیل علم ودانش تا آنجا ارزش واهمیت قائل شده که آن را از فرائض و واجبات دین شمرده، چنانکه می فرماید : «طلب العلم فریضه کل مسلم» (افضل خانی، نجابت، ۱۳۹۳، صص ۸۵-۸۴).


جهت دانلود متن کامل  تحقیق آموزش ضمن خدمت و اهمیت و ضرورت آن و ارزشیابی برنامه های آموزش ضمن خدمت کلیک نمایید


برچسب ها: تحقیق آموزش ضمن خدمت و اهمیت و ضرورت آن و ارزشیابی برنامه های آموزش ضمن خدمت ، دانلود تحقیق آموزش ضمن خدمت و اهمیت و ضرورت آن و ارزشیابی برنامه های آموزش ضمن خدمت ، پیشینه تحقیق آموزش ضمن خدمت و اهمیت و ضرورت آن و ارزشیابی برنامه های آموزش ضمن خدمت ، تحقیق در مورد آموزش ضمن خدمت و اهمیت و ضرورت آن و ارزشیابی برنامه های آموزش ضمن خدمت ، مقاله آموزش ضمن خدمت و اهمیت و ضرورت آن و ارزشیابی برنامه های آموزش ضمن خدمت ، مقاله در مورد آموزش ضمن خدمت و اهمیت و ضرورت آن و ارزشیابی برنامه های آموزش ضمن خدمت ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 14 شهریور 1396 12:23 ب.ظ
دیدگاه ها ()

تحقیق تاریخچه پیدایش مدیریت دانش و ابعاد و کارکردهای اعتماد

سه شنبه 14 شهریور 1396 12:12 ب.ظ   نویسنده : نگار موسوی      


تحقیق تاریخچه پیدایش مدیریت دانش و ابعاد و کارکردهای اعتماد   شامل 69 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد  تاریخچه پیدایش مدیریت دانش و ابعاد و کارکردهای اعتماد   می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

بخش اول: اشتراک دانش

۲-۱-۱- مقدمه:

ظهور اقتصاد مبتنی بر دانش یکی از پویاترین تغییراتی است که در دنیای نوین رخ داده است. امروزه سازمان ها در یک اقتصاد مبتنی بر دانش فعالیت می کنند. در اقتصاد سنتی ارزش اضافی از طریق به حداکثر رساندن سرمایه، نیروی کار و مواد اولیه به دست می آمد، اما در اقتصاد مبتنی بر دانش، ارزش اضافی از طریق به کارگیری مداوم دانش در فرایندهای کاری، محصولات و خدمات به دست می آید. به عبارت دیگر سازمان های موفق امروزی غالباً مزیت رقابتی را از طریق کنترل کمتر و یادگیری بیشتر ایجاد می کنند و از طریق به اشتراک گذاری (تسهیم) دانش موجود، دانش جدید را به دست می آورند (سرلک و فراتی، ۱۳۹۱). به زعم مک درموت[۱] (۲۰۰۱) تسهیم دانش را دادن و گرفتن دانش از دیگران تعریف کرده اند، وقتی می گوییم فردی دانش خود را اشتراک می کند، به این معنی است که آن فرد، فرد دیگری را با استفاده از دانش، بینش و افکار خود در جهت تقویت موقعیت فرد مزبور راهنمایی می کند. به علاوه فردی که دانش خود را اشتراک می کند، ایده آل این است که باید از هدف دانش اشتراک شده و کاربرد آن و همچنین از نیازها و شکاف های اطلاعاتی فرد گیرنده دانش اطلاع داشته باشد (کشاورزی، ۱۳۸۶). تسهیم دانش به باورهای جمعی و گروهی یا ریشه های رفتاری مرتبط با گسترش یادگیری میان افراد یا واحدهای متفاوت درون یک سازمان اشاره دارد. تحقیقات قبلی نشان داده اند که تسهیم دانش می تواند منجر به افزایش نوآورپذیری سازمان شود. به ویژه، محققان دانشگاهی معتقدند تسهیم دانش دلالت بر ترکیب جدید دانشی دارد که قبلاً به طور مجزا و جداگانه موجود بوده است، احتمال دارد به بهبود فرایند منجر شود. تا زمانی که دانش در افراد مختلف و در سطوح مختلف سازمان موجود است، اعضاء سازمان نیاز دارند که آن را به منظور ایجاد ریشه ها و الگو های فکری و ذهنی جدید تسهیم کنند. هنگامی که افراد مایل به تسهیم و تبادل دانش باشند، آن ها می توانند یادگیری جمعی ایجاد کنند و از مزایای هم افزایی  فرایندهای تبادل دانش و منابع بهره ببرند (برومند و رنجبری، ۱۳۸۸).

۲-۱-۲- مفهوم داده، اطلاعات و دانش:

ایجاد دانش، سازماندهی و استفاده از آن جریان اطلاعات را تسهیل می کند. مهم این است که بین داده، اطلاعات و دانش تمایز قائل شویم. تمایز اصلی آن ها در درجه سازماندهی و مفید بودن آن ها نهفته است (C. Shih et al., 2012).

داده: داده شامل توصیف مقدماتی از اشیا و رویدادها، فعالیت ها و مبادلات است که ثبت، طبقه بندی و ذخیره شده اند، ولی طوری مرتب نشده اند که معنی خاصی را برسانند و می توانند به صورت عددی، حرفی، شکلی و صدایی باشند. داده شامل حقایق ساختار نیافته درباره رویدادها، اهداف یا افراد است و به طور خلاصه می توان گفت داده ها آمار، ارقام و واقعیت های خام و پردازش نشده هستند (سرلک و فراتی، ۱۳۹۱). به عبارت دیگر داده ها، رشته واقعیت های عینی و مجرد در مورد رویدادها هستند و از دیدگاه سازمانی، داده ها یک سلسله معاملات ثبت شده منظم تلقی می شوند (Davenport, 1998). داده ها در واقع، ماده خام پایگاه های اطلاعات هستند (شریف زاده و بودلایی، ۱۳۸۷). همچنین داده یعنی مجموعه ای از حقایق مجزا از هم و مرتبط با یک واقعه. بنابراین به عنوان ثبت ساختارمند تعاملات درون سازمان تعبیر می شوند (Jafari, et al., 2006). داده ها اولین سطح از هرم دانش را تشکیل می دهند و عبارتند از: ارقام، اعداد، نمودارها و نظایر اینها که به خودی خود معنی دار نیستند (شریف زاده و بودلایی، ۱۳۸۷).

اطلاعات: اطلاعات عبارت از مجموعه ای از داده ها هستند که در ذهن دریافت کننده آن ها ایجاد معنی می کنند. اطلاعات باید به دریافت کننده چیزی را ارائه نماید که او تا به حال نمی دانست و نمی توانست پیش بینی کند. به عبارت دیگر اطلاعات داده هایی هستند که پردازش، تبدیل و ترکیب شده اند تا شکل معین و معناداری بگیرند و آگاهی بیشتری را به فرد منتقل کنند. به طور خلاصه اطلاعات، به داده های معنی دار و سازماندهی شده و مفید اطلاق می شود (سرلک و فراتی، ۱۳۹۱). معمولاً دسترسی به اطلاعات که یکی از اجزای اساسی مزیت رقابتی در سازمان ها به شمار می رود، مستلزم صرف هزینه های فراوان است. بر این اساس می توان به اطلاعات به صورت یک منبع نامشهود نگریست که سازمان را قادر به ارائه محصولات و خدمات به مشتریان می کند (شریف زاده و بودلایی، ۱۳۸۷). اطلاعات، داده هایی با  ویژگی های مرتبط و با هدف یکسان هستند و به نگاره و محتوای پیغام های شنیداری، مجازی و یا اسناد می باشد (Jafari & et.al, 2006). دومین سطح مدیریت دانش را اطلاعات تشکیل می دهد. این سطح، داده ای کمی خلاصه شده را در برمی گیرد که گروه بندی، ذخیره، پالایش و سازماندهی شده اند تا بتوانند معنی دار شوند. این داده ها دانش را نشان نمی دهند (شریف زاده و بودلایی، ۱۳۸۷).

دانش: دانش شامل آگاهی و درک مجموعه ای از اطلاعات و اینکه چگونه این اطلاعات می توانند به بهترین نحو به کار گرفته شوند است. دانش مجموعه ای از اطلاعات مناسب ساخت یافته و الگومدار در حوزه معین است. می توان گفت که دانش شکل غنی شده و بارور شده اطلاعات است که همراه با فهمیدن چگونگی و چرایی است (سرلک و فراتی، ۱۳۹۱). دانش ترکیبی از داده و اطلاعات است که به آن  دیدگاه های تخصصی، مهارت ها و تجربیات افزوده می شود تا دارایی های ارزشمندی برای کمک به اتخاذ تصمیمات صحیح به دست آید. دانش اطلاعات در مرحله عمل است. دانش به توانایی و قابلیت برای انجام عمل بستگی دارد. قدرت خلق دارد، بنابراین به سختی به تعریف درمی آید و دانش به ارزش ها و تجارب کاربران مرتبط می شود. دانش از اطلاعات و اطلاعات از داده ها ریشه می گیرند (شریف زاده و بودلایی، ۱۳۸۷). در واقع سومین سطح مدیریت دانش را دانش تشکیل می دهد. دانش در هنگام کار کردن با اطلاعات و یا استدلال کردن بر اساس اطلاعات توسط مردم تولید می شود. بنابراین دربرگیرنده اطلاعات و اطلاعات نیز دربرگیرنده داده ها است. کلمه کلیدی در اینجا تفسیر کردن است. فرد از طریق محیط خود داده و اطلاعات را به دست می آورد و با تفسیر کردن آن ها دانش خلق می گردد. می توان افراد را به عنوان سیستم های اطلاعات دید. تفسیر اطلاعات و داده ها مبتنی بر دانش و تجربه ای است که هر فرد در آن لحظه دارا می باشد. این نظر منطبق با ایده ارائه شده از سوی داونپورت و پروساک است. از دیدگاه آن ها دانش جریانی مرکب از تجربیات عینی، ارزش ها، اطلاعات محیطی و بصیرت خبره است که چارچوبی برای ارزیابی و یکپارچه کردن تجربیات و اطلاعات جدید را فراهم می آورد (درویش و امیرخانی، ۱۳۸۸). دو نوع دانش وجود دارد یکی دانش آشکار و دیگری دانش ضمنی. دانش آشکار دانش رسمی است که می توان آن را در گروه اطلاعات، طبقه بندی نمود و در قالب مدارک و اسناد سازمان قابل یافت است. دانش ضمنی، دانش شخصی است که ریشه در تخصص افراد دارد و به طور مستقیم و به صورت رو در رو مبادله و تسهیم می شود (سرلک و فراتی، ۱۳۹۱).

خرد: خرد یعنی وقتی که دانش برای تصمیم گیری و بهبود تصمیمات، فرایندها و بهره وری یا سودآوری به کار گرفته می شود (Gandi, 2004).

۲-۱-۳- مدیریت دانش:

به زعم داونپورت[۱] به مدیریت دانش باید به عنوان یک طرح مدیریتی یکپارچه نگریسته شود که برهدف های استراتژیک متمرکز است و بر محور فرآیندهای کسب و کار حرکت می کند و از فناوری اطلاعات کمک می گیرد. مدیریت دانش با کشف و ارتقای دارایی های دانشی یک سازمان، با دیدگاهی که پیش برنده اهداف سازمان است مرتبط می شود. دانشی که مدیریت می شود هم شامل دانش آشکار و هم دانش پنهان است. امروزه مدیریت دانش به عنوان یک عامل مهم و اساسی در توسعه اقتصاد ملی کشورها ی دنیا مطرح شده است (Chen & Wang, 2012). در اقتصاد امروز، دانش به عنوان یک منبع مهم استراتژیک محسوب می شود. بنابراین یکی از مهم ترین چالش هایی که سازمان ها امروزه با آن مواجه هستند، مدیریت موثر این منبع است. دانش، ترکیب ساختار یافته ای از تجارب، ارزش ها، اطلاعات معنی دار و بینش ماهرانه است که چارچوبی برای ارزیابی و ثبت تجارب و اطلاعات جدید فراهم می سازد.


جهت دانلود متن کامل تحقیق تاریخچه پیدایش مدیریت دانش و ابعاد و کارکردهای اعتماد  کلیک نمایید
برچسب ها: تحقیق تاریخچه پیدایش مدیریت دانش و ابعاد و کارکردهای اعتماد ، دانلود تحقیق تاریخچه پیدایش مدیریت دانش و ابعاد و کارکردهای اعتماد ، پیشینه تحقیق تاریخچه پیدایش مدیریت دانش و ابعاد و کارکردهای اعتماد ، تحقیق در مورد تاریخچه پیدایش مدیریت دانش و ابعاد و کارکردهای اعتماد ، مقاله تاریخچه پیدایش مدیریت دانش و ابعاد و کارکردهای اعتماد ، مقاله در مورد تاریخچه پیدایش مدیریت دانش و ابعاد و کارکردهای اعتماد ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 14 شهریور 1396 12:21 ب.ظ
دیدگاه ها ()

درباره وبلاگ


نویسندگان

  • نگار موسوی(85)

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic